نسل‌کشی هزاره‌ها را متوقف کنید!

دور تازه خشونت‌ها علیه قوم هزاره با کشتار دانش‌آموزان مکتب سیدالشهداء در غرب کابل آغاز شده است. گفته می‌شود که بر اثر انفجارهای اطراف دروازه ورودی مکتب سیدالشهداء حدود صد دختر دانش‌آموز شهید و دو برابر این تعداد زخمی شده‌اند. تقریبا همه کشته‌ها و زخمی‌های این رویداد کودکان و نوجوانان زیر 18 سال بودند.

کمی بعد از رویداد خونین مکتب سیدالشهداء که مصداق بارز نسل‌کشی بود، هزاره‌های افغانستان در سراسر جهان خواستار این شدند که اولاً کشتار هزاره‌ها در افغانستان به عنوان نسل‌کشی شناخته شود و ثانیاً از این نسل‌کشی ممانعت صورت بگیرد.

اما متاسفانه نه تنها توجهی به خواست میلیون‌ها هزاره نشد بلکه حدود بیست روز بعد از رویداد تروریستی مذکور، در کمتر از دو هفته شش موتر مسافربری در دشت برچی که منطقه هزاره‌نشین شهر کابل است هدف قرار گرفت و منفجر شد که حدود پنجاه نفر در این حوادث تروریستی به شهادت رسیدند.

دولت بلافاصله بعد از انفجارهای مکتب سیدالشهداء عامل این انفجارها را طالبان خواند؛ اما طالبان نپذیرفت و دولت را متهم به ارتکاب این حادثه کرد.

اکثریت نیز با طالبان همنوا شدند و گفتند که انفجارهای مکتب سیدالشهداء کار خود دولت افغانستان بوده است؛ زیرا با این کار طالبان در بحبوحه صلح تحت فشار قرار می‌گرفتند که اینطور هم شد و بسیاری از دولت‌ها، نهادهای داخلی و خارجی و افراد، عاملین این رویداد را محکوم کردند. حتی پاپ و رهبر جمهوری اسلامی ایران و بسیاری از مراجع تقلید ساکن عراق و ایران طی پیام‌هایی این حادثه تروریستی را محکوم و تقبیح کردند.

دولت و حامیان آن دست داشتن در رویداد خونین مکتب سیدالشهداء را نپذیرفتند؛ اما واقعیت این است که مقصر دولت است؛ زیرا دولت حتی اگر خود عامل اصلی نباشد، با بی‌توجهی به غرب کابل که منطقه‌ای آسیب‌پذیر است، زمینه‌ساز وقوع چنین حادثه‌ای بوده است.

دولت طرح امنیتی برای غرب کابل را تایید و تطبیق نمی‌کند و اصلی‌ترین مانع تشکیل گروه‌های دفاع خودی در غرب کابل است. این در حالی است که امرالله صالح، معاون اول ریاست جمهوری، چندی پیش از تبدیل شدن شهر کابل، به مسلخ شیعیان توسط طالبان داعشی خبر داده بود.

باتوجه به آنچه گفته شد می‌توان ادعا کرد که دولت علاقه چندانی به تامین امنیت درغرب کابل ندارد و دلسوز مردم هزاره نیست؛ اگرنه حتما بعد از وقوع ده‌ها انفجار در این منطقه تدبیری می‌سنجید و مانع کشتار بیشتر هزاره‌ها می‌شد.

کشتاری که منحصر به شهر کابل نمانده و در کل کشور گسترش یافته است. نمونه‌ی کوچک آن، کشتار کارمندان موسسه ماین‌پاکی هلو تراست است. گفته می‌شود مهاجمانی که وارد کمپ این موسسه شده بودند به دنبال کارمندان هزاره بودند تا فقط آنها را بکشند.

اگر نسل‌کشی جاری در افغانستان که هدفش قوم هزاره است، متوقف نشود، بعید نیست که پیامدهای بد زیادی حتی برای اقوام دیگر داشته باشد؛ زیرا یقینا هزاره‌ها تا ابد دست روی دست نمی‌گذارند و اگر بی‌توجهی دولت که بیشتر به دست پشتون‌ها و تاجیک‌هاست، ادامه پیدا کند، حتما کاری خواهند کرد که بدون شک شامل مقابله به مثل هم می‌شود.

دولت باید نسل‌کشی هزاره‌ها را به رسمیت بشناسد و مانع آن شود و بیش از این با دو رویی باعث مرگ بیشتر مردم هزاره نشود. دولت از طرفی وعده می‌دهد که از کشتارها جلوگیری می‌کند که این باعث می‌شود مردم دست به کار نشوند و خود به دنبال تامین امنیت خود نباشند، و از طرف دیگر هیچگونه توجهی به امنیت مردم هزاره بخصوص هزاره‌های دشت برچی ندارد که این به مثابه هیزم ریختن در آتش هزاره‌سوزی می‌باشد.

دولت باید هرچه زودتر طرح امنیتی برای غرب کابل را تایید و تطبیق کند تا اندک مشروعیتی که دارد در اوج بی‌ثباتی سیاسی و امنیتی از بین نرود. دولت بیشتر از هر زمان دیگری نیاز به حمایت مردم دارد اما متاسفانه هیچ کوششی در راستای جلب حمایت مردم نمی‌شود.

مردم نیز نباید بیش از حد منتظر دولت بنشینند. چنانچه ناامنی‌ها ادامه پیدا کنند مردم باید خود دست به کار شوند و امنیت خود را تامین کنند.

دولت و رهبران سیاسی هزاره و دیگر اقوام بدانند که اگر نسل‌کشی هزاره‌ها ادامه پیدا کند هیچ بعید نیست که گروهک‌های رادیکال هزارگی شکل بگیرند که بی‌تردید این نه به نفع مردم هزاره است و نه به نفع دیگر اقوام؛ زیرا در صورت ظهور گروهک‌های رادیکال آتش جنگ شعله‌ور می‌شود؛ جنگی که خاموش کردن آن مطمئناً کار سختی خواهد بود.

Spread the love

ممکن است بپسندید...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *